اى کماندار ملاحت که ره ما زدهاى
در کمینگاه وجاهت، ره دلها زدهاى
نوگل بخت، مگر بشکفد آن لحظه مرا
که تو با من به چمن، ساغر صهبا زدهاى
نیست دستِ کمى از شمعِ دل افروز، تو را
که چو پروانهام آتش به سراپا زدهاى
جاى پاى تو خطِ سیر جفاکاران است
گر چه خود را به وفا در بر من جا زدهاى
گر ز پروانه من آشفتهتر آیم، نه عجب
که به عاشقکُشى از شمع، تو بالا زدهاى
داغدار غم حرمانم و در سایه عشق
تو مرا لاله صفت، خیمه به صحرا زدهاى
سر به صحراى جنونم دهى و باکت نیست
که در این شیوه، دل خویش به دریا زدهاى
چه کنى شکوه ز بدعهدى ایّام، ادیب
پشت پا گر تو به نیک و بد دنیا زدهاى
بهمن
۰۸
سایه عشق
Permanent link to this article: http://www.adibboroumand.com/1390/11/08/%d8%b3%d8%a7%d9%8a%d9%87-%d8%b9%d8%b4%d9%82/
بهمن
۰۷
دیده خونبار
به یار لاله رخ من، پیام من که رساند؟
که دل تحمل هجران او دگر نتواند
چرا گلى که هوایش مرا به راه جنون برد
به خارزار فراقم برهنه پا بدواند
میان آتش هجرم چرا نشانَد و یک دم
ز جانِ گوشهنشینى، شرار غم ننشاند
ز من که شهپر همّت به بام چرخ فشانم
چرا گریزد و دامن ز خاکیان نفشاند؟
دل مرا که بدو رام شد به بوى وصالش
چرا ز تیررس خود چو آهویى برَماند
حدیث دیده خونبار خویشتن به که گویم
که حال مردم آشفته بخت و غم زده داند
ز پاس خاطر بلبل مکن مضایقهاى گل
که رنگ و بوى تو همواره پایدار نماند
به گوش هوش، رقیب ار نواى دلکش ما را
ز دور بشنود، از رشک جامهها بدراند
منم فتاده عشق اى ادیب، گو تو صبا را
سلام من به رفیقان رفتهام برساند
Permanent link to this article: http://www.adibboroumand.com/1390/11/07/%d8%af%d9%8a%d8%af%d9%87-%d8%ae%d9%88%d9%86%d8%a8%d8%a7%d8%b1/
بهمن
۰۲
تسلیت سالروز رحلت پیامبر اکرم ، امام حسن مجتبی و امام رضا علیهم السلام
بدینوسیله از طرف استاد ادیب برومند و گروه گردانندگان سایت ایشان ،رحلت پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و اله وسلم و شهادت دومین اختر تابناک آسمان ولایت و امامت حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام و همچنین شهادت امام هشتم شیعیان حضرت امام رضا علیه السلام را به تمام مسلمانان جهان تسلیت می گوییم.
Permanent link to this article: http://www.adibboroumand.com/1390/11/02/%d8%aa%d8%b3%d9%84%db%8c%d8%aa-%d8%b3%d8%a7%d9%84%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%b1%d8%ad%d9%84%d8%aa-%d9%be%db%8c%d8%a7%d9%85%d8%a8%d8%b1-%d8%a7%da%a9%d8%b1%d9%85-%d8%8c-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%ad%d8%b3/
دی
۲۹
کاروان اشک
سحر با کاروان اشک، چون سازِ سفر کردم
به غربتگاه غم، تا صبح صدها ناله سر کردم
ز بس بر خویش پیچیدم ز تاب آتش حسرت
چو دودم در هواى نیستى، میل سفر کردم
من آن مرغم که بس دیدم در این گلشن دل آزارى
فرو بستم دم از آواز و سر در زیر پر کردم
چو با دست ستم کردند ویران آشیانم را
به صد افسوس و حسرت برخس و خارش نظر کردم
ز بس تاریکى و وحشت به گرداگرد خود دیدم
چو شمعى بر مزارى، گریه تنها تا سحر کردم
مرا نقش وفا و مهر زان رو زیب دفتر شد
که رنگآمیزى این نقش با خون جگر کردم
از این نامردمىها کز گروهى سنگدل دیدم
هواى رجعت انسان به دوران حجر کردم
خیانتها ز حصر افزون، جنایتها ز حد بیرون
ز بس دیدم، خیال خوشدلى از سر بدر کردم
خریدارم به جان هر جا بود کالاى اندوهى
که من دامان خویش از اشک خونین پر گهر کردم
ادب را چون هنر هر چند مجهول است قدر اینجا
من آرام از ادب جستم، تفرّج با هنر کردم
ادیب این پاسخ شعرىست جان پرور که «ورزى» (۱) گفت
«شبان تیره خود را به تنهایى سحر کردم»
شنیدن این اثر با صدای استاد ادیب برومند
کاروان اشک————————————
[۱]. نسخه بدل اضافه دارد: «تفقد رادمردى کرد و بر من داشت ارزانى / ز ورزى شعر
زیبایى که ابیاتش ز بر کردم» رضا تفقد راد از دوستان عزیز من و از گویندگان معاصر است ابوالحسن ورزى غزلسراى تواناى معروف همزمان ماست.
Permanent link to this article: http://www.adibboroumand.com/1390/10/29/%d9%83%d8%a7%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b4%d9%83/
مقدم عاشقان ايران زمين وادبيات اين مرز و بوم را گرامي مي دارد. اين سايت به اصرار و خواهش دوست داران ادب , فرهنگ و هنر اصيل ايران از استاد اديب برومند و به کوشش هواداران شعر و خط مشي سياسي ايشان تشکيل شده است ، تا گوهر گرانبهاي ادبيات معاصر بيش از پيش به جهانيان معرفي گردد. 